10 مانگا فوقالعاده زیر 100 فصل (چپتر) که میشه یک شبه تمومش کرد
«مانگا» دنیای فوقالعاده دوستداشتنی و محبوبی داره؛ پر از داستانهای شگفتانگیزی که واقعاً ارزشش رو دارن براشون وقت بذاری. اما خب، همهمون که وقتِ آزادِ بیاموز نداریم که بشینیم پای یه سریالی که صدها چپتر (فصل) داره، هر چقدر هم که داستانش وسوسهکننده باشه!
خوشبختانه کلی مانگای کوتاه هستن که دقیقاً همونقدر — یا حتی بیشتر — روت اثر میذارن. این شاهکارهای نقلی، یه داستان جمعوجور و جوندار رو در کنار تصویرگری و روایت فوقالعاده بهت هدیه میدن.
از طرفی، خوندن مانگاهای کوتاهتر یه جورایی ریسک کمتری هم داره. اینطوری اگه یه وقت از داستان خوشت نیومد، حسرت وقت تلفشدهت رو نمیخوری. جذابیت دیگهشون اینه که کلیشهها و لفتدادنهای بیموردِ مانگاهای طولانی رو ندارن؛ برای همین نویسنده تمام تمرکزش رو میذاره روی خلق یه اثر باکیفیت و درجهیک، بدون اینکه حاشیه بره یا از مسیر اصلی داستان منحرف بشه.
10 – مانگا Trigun – “تریگان”
[خرید مانگا]
مانگا تریگان
داستان «تریگان» توی یه سیاره خیالی به اسم «گاناسموک» اتفاق میافته و ماجراهای وش دِ استمپید (Vash the Stampede) رو دنبال میکنه؛ یه هفتتیرکش فوقالعاده حرفهای که چون جایزه گندهای برای سرش گذاشتن، مدام در حال فراره. با اینکه همه جا به عنوان یه آدم ترسناک و خطرناک بدنام شده، اما برخلاف ظاهرش یه صلحطلبِ تمامعیاره! در واقع این بدنامی هم تقصیر خودش نیست، بلکه زیر سر خرابیهایی مفرطی هست که تعقیبکنندههاش به بار میارن.
توی این مسیر، یه کشیش هفتتیرکش به اسم نیکولاس دی. ولفوود هم بیشتر وقتها همسفرش میشه تا با هم به مصاف دشمنهای سرسخت برن و «وش» هم بتونه با گذشتهی تاریک و پردردسرش روبرو بشه.
جالبه بدونی این مجموعه اولش کلاً حدود بیست چپتر بیشتر نبود و بخاطر تعطیل شدنِ ناگهانی مجلهای که چاپش میکرد، نصفهکاره رها شد. اما خب، یک سال بعد توی یه مجله جدید با نام «تریگان ماکسیموم» دوباره جون گرفت؛ اینبار با یه داستان مفصلتر و یه پایانبندی درستوحسابی و کامل که حق مطلب رو ادا کرد.
9 – مانگا Solanin – “سولانین”
[بزودی موجود میشه]
مانگا سولانین
مانگای «سولانین» کلاً حدود بیست و هشت چپتره و داستان «میکو اینوئه» رو روایت میکنه؛ دختری که تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده، گیرِ یه شغل پوچ و بیهدف افتاده و داره با دوستپسرش، «تاندا نارو»، زندگی میکنه. داستان دست میذاره روی دستوپا زدنهای این دوتا برای جا افتادن تو دنیای واقعیِ بعد از دانشگاه؛ اینکه چطور با مشکلات مالی سر و کله میزنن و مدام با این حس رو اعصاب دستبهگریبانن که «ما میتونستیم کارای خیلی بزرگتری توی زندگیمون بکنیم!».
بالاخره یه روز «میکو» از کارش استعفا میده و «تاندا» هم با تمام وجود میره دنبال آرزوش یعنی نوازندگی و موسیقی. این تصمیمها تا حدی اون خلاء بزرگ توی دلشون رو پر میکنه، اما از اون طرف یه بلاتکلیفی و ابهامی به زندگیشون تزریق میکنه که جمعوجور کردنش اصلاً کار سادهای نیست.
خلاصه بگم، این اثر یه تصویرسازی فوقالعاده واقعگرایانه از زندگی بعد از دانشگاهه و خیلی قشنگ برخوردِ ناگزیرِ رویاهای جوونی رو با واقعیتِ تلخ و بیرحم جامعه نشون میده.
8 – مانگا Parasyte – “انگل”
[خرید مانگا]
مانگا انگل
داستان «انگل» (Parasyte) دور و بر یه سری موجودات بیگانه و فضایی میچرخه که میان روی زمین؛ این موجودات میتونن مستقیم نفوذ کنن توی مغز انسانها و کل بدنشون رو بهطور کامل تسخیر کنن! اما این وسط، قهرمان داستان یعنی «شینایچی ایزومی»، طعمهی یکی از همین انگلها میشه که نقشهش برای تصاحب مغز شینایچی شکست میخوره. نتیجهش این میشه که شینایچی کنترل مغز خودش رو حفظ میکنه، اما مجبور میشه با این انگل که اسمش رو میذارن «میگی»، توی یه بدن همزیستی کنه.
«میگی» تو دست راست شینایچی زندگی میکنه و میتونه به شکلهای مختلفی دربیاد که باحالترین و معروفترینشون، شاخکهای تیز و تیغماننده. حالا این دوتا باید دست به دست هم بدن و جلوی بقیه انگلهایی که بدنِ میزبانشون رو کاملاً تسخیر کردن واینستن؛ همین باعث میشه وسط کلی نبرد نفسگیر و پر از استرس، یه رابطه خاص و منحصربهفرد بینشون شکل بگیره.
این مانگا خیلی عمیق دست میذاره روی مفاهیمی مثل اخلاقیات و ذاتِ انسان، و یه نگاه پیچیده و متفاوت به این موجودات فضایی — که در ظاهر بدجنس و خبیث به نظر میرسن — بهت میده.
7 – مانگا UZUMAKI – “اوزوماکی”
[خرید مانگا]
مانگا اوزوماکی
مانگای «اوزوماکی» (Uzumaki) یکی از بزرگترین و خفنترین شاهکارهای استادِ معروف، «جونجی ایتو» هست که کلاً توی ۱۹ چپتر جمع شده. داستان توی یه شهر نفرینشده به اسم «کوروزو-چو» اتفاق میافته؛ شهری که گرفتار یه موجود مرموز و ماوراءطبیعی شده که خودش رو بیشتر به شکل مارپیچ (حلزونی) نشون میده. این طلسم لعنتی میتونه روی همهچیز، از صدفهای دریایی گرفته تا خودِ آدمها اثر بذاره و هر جا که میره، یه ویرانی وحشتناک به بار بیاره.
داستان بیشتر حول محور دوتا شخصیت به اسمهای «کیریه گوشیما» و «شوئیچی سایتو» میچرخه؛ اونام درست وسط این بلبشو دارن با چشمهای خودشون میبینن که چطور شهر و مردمش دارن توسط این نفرینِ ترسناک نابود میشن. ماجرا وقتی ترسناکتر میشه که خودِ این دوتا هم شخصاً درگیر این کابوس مارپیچی میشن و مجبور میشن پابهپای بقیه مردم شهر، وارد یه جنگ مرگبار بشن تا شاید بتونن از این جهنم بیپایان جون سالم به در ببرن.
6 – مانگا Pluto – “پلوتو”
[بزودی موجود میشه]
مانگا پلوتو
مانگای «پلوتو» (Pluto) یه داستان معمایی و علمی-تخیلیه که مستقیماً از اثر نمادین و ماندگار اسامو تزوکا، یعنی همان «آسترو بوی» (Astro Boy) الهام گرفته شده. نویسندهش هم کسی نیست جز «نائوکی اوراساوا»؛ یعنی همون ذهن خلاق و نابغهای که شاهکارهایی مثل «مانستر» و «پسران قرن بیستم» رو خلق کرده.
داستان درباره یه کارآگاه روبات آلمانی به اسم «گِزیشت» (Gesicht) هست که مامور میشه روی یه سری قتل زنجیرهای و مرموز تحقیق کنه؛ قتلهایی که توی اونها هم روباتهای سرشناس و هم انسانها به شکل عجیبی کشته میشن. نکته عجیب و مغزمنفجرکننده ماجرا اینجاست که به نظر میرسه این جنایتها کارِ یه روبات باشه! این قضیه همه رو شوکه و سردرگم میکنه، چون روباتها جوری برنامهنویسی شدن که تحت هیچ شرایطی نمیتونن به انسانها آسیب بزنن. حالا «گزیشت» باید هر طور شده این ماشینِ یاغی رو ردیابی و پیدا کنه، قبل از اینکه جامعه رو به خاک و خون بکشه و یه فاجعه جبرانناپذیر به بار بیاره.
خلاصه که این مانگا یه کلاس درس تمامعیار برای ژانر معمایی و هیجانانگیزه؛ جایی که اوراساوا هنرِ بینظیر داستانسرایی خودش رو تزریق کرده به رگهای یکی از بزرگترین آثار کلاسیک دنیای مانگا.
5 – مانگا Your Lie in April – “دروغ آوریل تو”
[بزودی موجود میشه]
مانگا دروغ آوریل تو
مانگای «دروغ آوریل تو» (Your Lie in April) یه داستان عمیق و بهشدت گریهآوره که کلاً توی ۴۴ چپتر جمعوجور شده. داستان حول محور «کوسی آریما» میچرخه؛ یه پسر ۱۴ ساله و اعجوبهی پیانو که بعد از فوت مادرش، دیگه نتونسته دستش رو به کلاویههای پیانو بزنه و انگار استعدادش قفل شده. اما همهچیز با اومدن «کائوری میازونو» عوض میشه؛ یه دختر ویولننوازِ پرانرژی و رها که کِرسی (کوسی) رو از اون پیلهی تنهایی و افسردگیش بیرون میکشه و کمکش میکنه تا دوباره با موسیقی به زندگی معنا بده.
توی این مسیر، دوتا از دوستای دیگهشون به اسمهای «تسوباکی ساوابه» و «ریوتا واتاری» هم بهشون اضافه میشن. این اکیپ چهارنفره مدام با احساسات تلخ و شیرینی دستوپنجه نرم میکنن که قشنگ حالوهوای چالشها و درگیریهای دوران جوونی رو نشون میده. اما جذابیت و اوج داستان اینجاست که خودِ «کائوری» یه سری راز بزرگ و مهم رو توی دلش قایم کرده؛ رازهایی که قراره بدجور روی روند داستان و سرنوشت همهشون اثر بذاره.
4 – Spirit Circle – “حلقه روح”
[خرید مانگا]
مانگا حلقه روح
مانگای «حلقه روح» (Spirit Circle) یه داستان فوقالعاده احساسی دربارهی تناسخ و سرنوشته که ماجرای یه پسر راهنمایی به اسم «فوتا اوکیا» و دشمن خونینش تو چندین زندگی گذشته، یعنی «کوکو ایشیگامی» رو روایت میکنه. «فوتا» اولِ داستان روحت هم خبر نداره که چه ارتباط عجیبی با این دختر داره؛ تا اینکه «کوکو» به کلاس اونها منتقل میشه و با همون «حلقه روحِ» معروفِ داستان بهش حمله میکنه! همین کار باعث میشه تا تمام خاطرات زندگیهای گذشتهی فوتا مثل سیل به ذهنش هجوم بیارن.
کمکم کاشف به عمل میاد که این دوتا توی چندین زندگی و تناسخ مختلف، درگیر یه کینه و دشمنی خونی و شدید بودن و حالا فوتا مجبوره تو طول داستان، تکتک اون زندگیها رو دوباره تجربه کنه. این مانگا خیلی هنرمندانه چندین ژانر مختلف رو با هم ترکیب کرده و کلی دورهی زمانیِ متفاوت رو توی یه دلِ یه داستان واحد جا داده؛ داستانی که تمِ اصلیش مفاهیم قشنگی مثل مهربونی، همدلی و بخششه.
3 – مانگا Fire Punch – “مشت آتشین”
[خرید مانگا]
مانگا مشت آتشین
مانگای «فایر پانچ» (Fire Punch) اولین اثر سریالیِ تاgeometryسوکی فوجیموتوی هنرمنده؛ همون نویسنده نابغهای که همهمون اون رو با شاهکارش یعنی «چِینسا من» (Chainsaw Man) میشناسیم. داستان توی دنیایی اتفاق میافته که یه سری افراد خاص، قدرتهای ماوراءطبیعی دارن که بهشون میگن «موهبت». «آگنی» یکی از همین آدماست که قدرت بازسازیِ فوقالعادهای داره؛ اون از این قدرتش استفاده میکنه تا با قطع کردن مداوم دست و پای خودش و دادنِ اونها به مردم دهکدهش، شکمِ اونها رو سیر کنه و نجاتشون بده (آره، یه خورده دارک و عجیبه!).
اما ماجرا از جایی شروع میشه که یه شخص موهبتدیدهی دیگه به اسم «دوما»، گذارش به این دهکده میافته و با دیدن این صحنهی عجیب و چندشآور، بدجور حالش به هم میخوره. اونم برای پاک کردن این کثافتکاری، یه آتش خاموشنشدنی رو روی کل دهکده رها میکنه و همه، از جمله خواهرِ عزیزِ آگنی رو خاکستر میکنه. بعد از این فاجعه، آگنی هشت سالِ تمام رو توی عذابِ مطلق میگذرونه تا بدنش به این آتیشِ بیپایان عادت کنه؛ حالا اون با یه ظاهر خفن و ترسناک که همیشه شعلهوره، قسم خورده که هر طور شده انتقامش رو از دوما بگیره!
2 – A Silent Voice – “صدای خاموش”
[خرید مانگا]
مانگا صدای خاموش
با اینکه این اثر بیشتر بخاطر انیمه سینماییِ معروفی که سال ۲۰۱۶ ازش ساختن شناخته میشه، اما «صدای خاموش» (A Silent Voice) خودش به تنهایی یه مانگای بینظیر و شاهکاره. راستش رو بخوای، مانگاش یه دیدِ خیلی کاملتر از داستان رو بهت میده، جزئیاتش حسابی غنیتره و به شخصیتها و روایتِ داستان خیلی بیشتر پروبال داده. داستان مانگا هم مثل فیلمش، روی رابطه بین «شویا ایشیدا» و یه دختر ناشنوا به اسم «شوکو نیشیمیا» تمرکز داره.
ماجرا از این قراره که دوران ابتدایی، «شوکو» مدام زیر بارِ اذیت و آزار و قلدربازیهای شدیدِ «شویا» و همکلاسیهاش بود. این قضیه باعث میشه که شوکو بالاخره مدرسهش رو عوض کنه؛ اما بعد از رفتن اون، همه تقصیرها میفته گردن شویا و اونم با یه ترومای شدید و عذابوجدانی که دست از سرش برنمیداره بزرگ میشه. حالا داستان اصلی حول محور رویارویی دوبارهی این دوتا در آینده میچرخه؛ جایی که شویا تمام تلاشش رو میکنه تا کارهای گذشتهش رو جبران کنه و این وسط، یه رابطه عمیق و واقعی بینشون شکل میگیره.
1 – Takopi’s Original Sin – “گناه نخستین تاکوپی”
[خرید مانگا]
مانگا گناه نخستین تاکوپی
مانگای «گناه نخستین تاکوپی» (Takopi’s Original Sin) یه اثر فوقالعاده عمیق و تکاندهندهست که کلاً توی ۱۶ چپتر جمع شده و مطمئن باش وقتی به آخرش برسی، بدجور میبردت توی فکر! داستان درباره یه موجود فضایی به اسم «نوئینوکف» هست که بهش نام مستعار «تاکوپی» رو دادن؛ اون مأموریت داره که عشق و شادی رو توی کل جهان پخش کنه.
ماجرا از جایی شروع میشه که تاکوپی با دختری به اسم «شیزوکا» آشنا میشه؛ یه دانشآموز ابتدایی که مدام زیر بارِ آزار و اذیتهای شدید و وحشتناکیه. با اینکه تاکوپی تمام هدفش اینه که به شیزوکا کمک کنه تا با این حسوحالِ بدش کنار بیاد و شاد باشه، اما چون اصلاً درکی از «رنج و دردهای انسانی» نداره، کارهاش به جای اینکه ثواب کنه، کباب میکنه! همین نابلدیِ تاکوپی باعث میشه تو طول داستان، عواقبِ خیلی سنگین و تلخی به بار بیاد.
علاوه بر اینها، شخصیتهای «مارینا» و «نائوکی» هم توی داستان حضور دارن که به لطف اونها، مانگا خیلی قشنگ و دقیق نشون میده که چطور خانوادههای ازهمپاشیده و آسیبدیده، میتونن روح و روانِ بچههای کوچیک رو به مرز نابودی بکشونن.
امیدوارم این معرفیها برات مفید بوده باشه و بتونی از بینشون یه مانگای مشتی و باحال برای خوندن پیدا کنی! 🤘🏼✨
منبع : Screen Rant









